تبلیغات
به انجمن صلصال خوش آمدید.Välkommen till Salsal Föreningen i Sverige - کمی بخود بیاییم
به انجمن صلصال خوش آمدید.Välkommen till Salsal Föreningen i Sverige
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من Image and video hosting by TinyPic گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
حساب بانکی انجمن


Nordea Plus Giro Nr 648637-7
نویسندگان

کمی بخود بیاییم

گلویم دراوج عقده وحسرت قراردارد حیرانم که چه بنویسم وازکجا شروع کنم.
درین روزها ودیرند تاریخ به نکات وموضوعات برمیخورم که اعتمادم را ازانسانهای عاقل وتحصیلکرده میکاهد وواقعا جای تأسف است

که محصلین واندیشمندان زمان درمقرعلم ودانش باهم درگیر شده وبه جان هم می افتند. معمولا آدم بخود اجازه نمیدهد که ازانسانهای جاهل وبیسواد گلایه وشکوه نمایند. ولو مرتکب هرنوع عمل شوند اما رخداد اینگونه وقایع از قشر محصل وپیشگامان علم باور نکردنی است. (1) بجای دامن زدن به مسایل مذهبی وبه پا نمودن غوغاها مسئله مهم تر دیگر که مارا تهدید میکند به آن تعمق نموده وبرای راه حل آن تلاش نماییم تا کشور ومردم افغانستان بار دیگر دچار جنگهای کوچه به کوچه نشوند. وعواقب بعد از خروج ناتو یکی از چالش های معنوی وفکری انسانهای آگاه است و همواره غرق در اندیشه بعد از 2014 هستند. (2). مسئله دوم در وضعیت فعلی افغانستان حیاتی پنداشته میشود. آن تمثیل هر نوع آزادی است و آزادی را از هیچ شخص  نباید کتمان کرد.واقشار ومردم نباید مذهب وعقاید کسی یا ملیتی راحقیر ومنحرف شمارد ومبتنی بر حریت فردی به شخص اجازه دهد تا از دین و مذهب خود بطور دلخواه ازایام ٬ عزاداری ٬ سوگواری و آزادانه از شهداء تجلیل و یادبود بعمل آورند و ...
(3) مسئله که با عث حادثه دانشگاه کابل گردیده ازدومورد تجاوز نمیکند. اول: احتمال میرود گروهی عدهً ازمحصلین که هنوز هم درسیاه چاله های ظلمت وغفلت دست وپا میزند را متقاعد وتحریک کرده وموضوع مذهب را پیش کشیده وسوگواری ازایام محرم را نادرست خوانده باشد و خشم دانشجویان شیعه را بر انگیخته باشند.

چون مسئله مذهب خشم ونفرت هر کسی را شعله ور میسازد چون هر شخص در نهاد خود از عقایدی برخوردار است. و اعتقادات هر شخص از افکار متعالی وی نشأت میگیرد. لذاست که از پیشداوری وقضاوت های نا معقول صرف نظر نماییم و کسی را نسبت به عقایدش محکوم وسرزنش نکنیم. چون درواقع ما باورهایش را بباد تمسخر گرفته ایم در حالیکه شخصیت ٬عقاید وباورهای شخص بما اصلا ربط ندارند اینجاست که هر شخص قادر به دفاع از احقاق وباورهایش هست ولو به قیمت پرپر شدن جانش منجر شود.
دوم: شاید شاگردان دانشگاه، به استعداد ولایق بودن عده وقشری که شب وروز زحمت میکشند تا نمره ودرجه عالی را در صنف از آن خود نماییند عده دیگری به آنها حسودی ورزیده ورقابت منفی را بنا کرده باشند و مذهب؛ محرم وعاشورا را ابزار فراهم نمودن میدان مبارزه قرار داده باشند (رقابت تحصیلی مسبب این اتفاق بین شاگردان شیعه واهل تسنن شده باشد). گذشته از نوع راه اندازی حادثه دانشگاه کابل مسئاله عقلانیت محصلین وبرونگرایی آنها افکارعلیم وقلم بدستان را مشغول کرده است. مردم
٬ قشر محصلین راعاری ومبراء ازجنس این نوع پرخاشگری هامیدانستند. اما با تبارزاینگونه اتفاقات امید بعضی ها از تحصیل وفراگرفتن ازدانش کاسته میشود. پدرانی که با کمترین درآمد عایله خود را خرج رسانی میکند و خرج ومخارج پسرویا دختر خودرا به هم به نحوی تأمین مینماید. در پی این حادثه غمبار دانشگاه حالا دیگراستطاعت معنوی واقتصادی وحتی شورو اشیاق فامیل ها نسبت به درس خواندن اولادانشان نیز کم میگردد چون از دیدگاه آنها دانشگاه هم به محیط وفضای نا امن وغیراعتماد مبدل گردیده همین طور تمامی پدران وفامیل را درنظر بگیریم. حداقل قبلا محیط دانشگاه حریم امن ومطمعین شمرده میشد وهیچ والدین فقدان جوان نورس اش را درصحن دانشگاه تجربه نکرده بود. اما ازین به بعد آنطور نیست بل حالا والدین محصل مدام آشفته حالند واذهان خودرااز تشویش فرزند خویش راحت احساس نمیکند این روند را میتوانیم "تغیر" بنامیم تغیر که واقعا باور نکردنی هست که حتی واژه بنام دانشگاه را هم متأثرکرد. شاید افراد درگیر به این ماجرا کتله بسیار کثیری نبوده باشد ولی نام محصل ودانش آموز را لکه دارکردند ودچار اشتباه عظیمی گردیدند که جبرانش برای آنانیکه شربت عذب شهادت را نوشیدند کاملا محال است "وای بحال رفته گان" حیرانی من ازایجا شروع میشود که محصل مردم اکثرا دارای قدرت بحث، گفتگو وتحلیل هستند. پس چطور ازسلاح که سالها درپی اکتساب آن بوده درآنجا استفاده نکرده اند؟. وچطوراطلاعات، آگاهی واندوخته های علمی خویش را درتقابل با ابرازبیانیه وبرهان بطرف آنها شلیک نکرده است؟ آدم اندوهگین میشود وقتی انسان وسیله وابزار دارد بازهم از بی ابزاری شکست میخورد. دانشجویان میتوانستند این قضیه را بسیار بشکل ساده وبسیط حل وفصل نمایند. فقط ازراه بحث وتحلیل پیش آمد میکردند که منجر براین فاجعه نمیشد. ومسؤلیت عام وتام بدوش محصلین عزیزاست چون قشر جوان وآگاه جامعه هستند وبرآنان است که با مشکلات وعسرت ها با درایت عمیق برخورد نماید اگردرمغایرت این نکته قرارگیرد سرنوشت واستنتاج مبهم را درپیش خواهیم داشت. بازهم با اظهار تأسف مذاهب درافغانستان متضمن تحولات تلخ وزهرآلود بوده است وبدور ازمنحوس های مادام مانمیباشد که درین عصر زندگی میکنیم ودردهر تاریخ گول دستان وتزویر داشتن دیگران را خورده ایم وشیعیان مدام قربانی شیعه بودن میشوند وبهای سنگین را پرداخت میکند وهنوزهم شیعه بودن خودرا در دل تاریخ مینگارند. شیعه های پاکستان هم درگیر قتل عام است.دشمنان هر روز فاجعه در فاجعه می آفرینند وهم وخفقان عریکه شیعه های پاکستان را فتح نموده وزندگی متزلزل را در روان شان حک کرده است. کشتار سیستماتیک شیعیان در پاکستان جنگ مذهب را وانمود میکند. وشیعیان بر اساس شیعه بودن خود مورد تهاجم دشمن قرار میگیرد. ما در قرن بیست ویک زندگی میکنیم اما جاهلان ونانجیب های هستند که قتل مسلمان را مشروعیت میبخشند. ام آنها بنیاد فکری شان در قرن های ما قبل تمدن برخورد میکند. کشتار های شیعیان را گروهای افراطی وافرادی رهبری میکند که از درجه کمال انسانیت.منطق.ارج گذاشتن به باور های شخص.انسان منحیث خلیفه در روی زمین. هیچ کدام موارد ذکر شده را نمیدانند ودرصوری شاید خود را مسلمان به تمام معنی وتوام برخوردار از تمام کمالات وشخصیت های والا وانسان متعالی بپندارند. اما در اصل و ماهیت از کوچه انسانیت نگذشته اند. واگر خود را مسلمان بشمارد. مسلمان واقعی هم نیست چون یک مسلمان هرگز خون بشر ومسلمان دیگری را نمیریزند. چون خلاف شرع اسلام است. واگر مسلمان هم نباشند حد اقل یکمقدار از شعور انسانی وبه انسان بودن انسان احترام قایل شود.ودر اخیر عاملان کشتار بشر و شیعیان را با شدید ترین الفاظ ممکن محکوم میکنم...

والسلام علیکم ورحمته الله و برکاتهُ.

علی رضایی

 





نوع مطلب : نخبه گان، 
برچسب ها :