تبلیغات
به انجمن صلصال خوش آمدید.Välkommen till Salsal Föreningen i Sverige - از سکوت سیدجمالدین تابه سکوت دالالی لاما وخانم انگ سان سوچی.
به انجمن صلصال خوش آمدید.Välkommen till Salsal Föreningen i Sverige
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من Image and video hosting by TinyPic گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
حساب بانکی انجمن


Nordea Plus Giro Nr 648637-7
نویسندگان

از سکوت سیدجمالدین تابه سکوت دالالی لاما وخانم انگ سان سوچی.

در دو قرن اخیر تاریخ بشریت در حافظ ی خود خون بار ترین نسلی از بشریت جز هزاره را ندارد. و چه در داخل و چه در خارج از کشور تمرین و مشق قدرت میشوند، و تمام فلسفه های دینیٍ، معنوی و عبادی و باور های خود را اکثرا گره میزنند با شهادت، محرومیت، مظلومیت، سکوت، فریاد...و باورمند هستند که اعتقادات دینی ما با خون واشک و شهادت پیوند خورده است، و راهی جز شهادت، خون و ناله به چیزی دیگری قناعت نمیکنند. واین عوام فریبی و نا اگاهی را میراث بزرگان دینی شان میدانند و از پیام عاشورا شهادت و عاطفه و از کربلا قتلگاه و خدا حافظی زینب و حسین چیزی دیگری نیست، تمام فلسفه ها و
اموزه های دینی، اخلاقی، معنوی، اجتماعی و سیاسی... عاشورا را به اشک و خون و شهادت طلبی و مظلومیت خلاصه کردند.

وهر فاجعه ی انسانی که پدیده ی جریان های تندی افراطی(فاشیستی) از ما قربانی گرفته و می گیرند و ما برای چرا و چگونه، کشته میشویم جواب پیدا نمی کنیم وان کشته شدنها را توجه دینی و امامی میکنیم. به راستی نمی شود دین را به گونه ی دیگری قرائت کرد؟ دیگران به گونه ی دیگری هم قرئت کرده است ما نمی توانیم؟ نمی شود این شهادت ها را غیر از جنبه های احساساتی، عاطفی، جنبه های اخلاقی، سیاسی، عقلاوی و یک پدیده ی بیرون دینی تعریف کرد؟
در کشور ما و پاکستان چندین دهه میشود که افراط گرائی نژادی ودینی و استبداد سیاسی و دیکتاتوری نظامی حاکم تلاش دارند تا مردم (هزاره) را حذف فزیکی نمایند. و با هر تغیری رژیم فاشستی فقطه هزاره ها بوده که بر ان مشق قدرت وبر هزاره ها بوده که قدرتش را بر رخ دیگران کشیده و قربانی اقوام فرا دست، قلع و قمع به خاک و خون کشیده میشویم. جز خار، خس و خاشاک نمی بینند، و ما یگانه راه و حقیقت ترین راه معقول ترین و با تدبرترین راه کربلا و شهادت و لبیک گفتن به ندای حسینی را می دانیم.

چه باید کرد؟

لذاست که راهی جز رفتن بطرف دموکراسی و ازادی های مدنی و یا کذار از استبداد و استقرار دموکراسی را نداریم و تبدیل کردن جامعه ی تک صدایی را به چند صدایی و چند فرهنگی، به تعبیر دیگر کثرت گرائی معرفتی، دینی، زبانی، فرهنگی و سیاسی و اجتماعی که به سود همگان هست را نداریم. و پزیرش تنوع های فکری و گفت و گوی فرهنگ های متنوع و متفاوت که ما را به حقیقت و صلح، آرامش و مشارکت همگانی نزدیک و زندگی را رنگارنگ میسازد را هم نداریم. تجربه های تاریخی نشان میدهند که در هر کشوری که دموکراسی و دولت های دموکراتیک استقرار یافته و در یک فرایند گسترده ی نوذائی فرهنگی، علمی، 
 یاسی، با ایجاد الگوها و زایش پدیده های فرهنگی، هنری...و علمی نو و با رشد و بالندگی کشور با تکیه به ارزشهای مورد باور اکثریت شهروندان قرار گرفته است. و تبعیض زدائی و همه شهروندانش به حقوق شهروندی خویش رسید اند، و مبارزه ی ما نیز تبعیض زادئی و گذار از استبداد و رژیم های فاشسیتی به دموکراسی و آزادی های شهروندی یا فردی هست و نه بر جسته ساختن نزاع های اتتکی ی کاذب که بر گرفته از ایدئولوژی های تندی افراطی که بر ساخته های تاریخی با گرایشات نژادی و نه ذاتی ونه تبلیعات تبشیری. برای پاس دادن به جامعه ی چند صدائی و چند فرهنگی جز دموکراسی راهی و نهادی قانونگذ
اری دیگری وخود ندارد و نیست.

در کشور ما افغانستان رسمان قانونش دیگری سیتزانه است و قانون خودش با تبعیض و نقص حقوق شهروندی تدوین گردیده و قانون خودش ضد زن است و ایدئولوژی رسمی رژیم (فاشستی و آنتی سیمیتیزم) هیتلری و موسولینی و عبدالرحمانی و ملاعمری و مسعود میباشند. ما تبلیعات تبشیری نمی کنیم ما خواهان گذار از رژیم های فاسد به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق شهروندی و آزادی های مدنی و بر چیدن اقتدار سنتی و کاریزمائی و بر چیدن تبغیضات قومی...و تبشیری میباشیم. در این صورت ما، می توانیم یک اجماع عمومی و توان مندی را از متن جامعه مبتنی بر اقتدار عقلانی و برای عبور از استبدادی دینی(فاش
یستی) به دموکراسی و ایجاد یک پیگاه اجتماعی با قدرت مردمی و تحلیلی و همیشه باید از میان مردم بجوشد نه از دولت های بیرون و نه از گروه های افراطی(چپ یا راست) جز با رویشهای خشونت پرهیز مدنی و مسالمت آمیزی مانند جنبشهای مدنی( بامیانها) میسر نیست.
تقریباٌ دو قرن است که در کشور ما رد پای رژیم های تک صدائی، توتالیتریستی و فاشیستی دیده میشود و تنها جنبشهای دموکراسی خواهی و مدنیت را لگد مال کرده بلکه چندین( هلوکاست) را نیز ساخته و نیز در حال ساختن هستند.

همیشه دیکتاتوری نظامی پاکستان و رژیم های (فاشیست) افغان سرکوب مدیا و رسانه ها را اصل استراتیژیک خود قرار میدهند، تا بتوانند به کشتار دست جمعی شهروندانش و ایجاد هلوکاست ها و بر چیدن اقتدار عقلانی را ادامه بدهند. از نظر تاریخی رژیم های توتالیتریسم و فاشیسم با ایدئولوژِی های تندی افراطی شان خود شکافهای اجتماعی را بر جسته و عمیق تر ساخته= سادیسم، آنتی سیمیتیسزم، فاشیسم و تبغیض و تعصبات خشک قومی و برتری نژادی_ جز ایدئولوژی رسمی رژیم های فاسد بوده است و رژیم های پان پشتونیزم، پان ترکیسم، پان عربیسم، فاشیسم، نازیسم و لینینیزم همیشه احساس میکنند از د
یگران برتر اند و دیگران باید برای بقا و اهداف فاشیستی انها به هر دلیلی قربانی شوند، و دیگران را مورد تحقیر و تبعیض قرار میدهند و به حاشیه میرانند... در این صورت استراتیژی سردمداران ما چیست؟ آیا سیاست ضد تبعیض و سیاست آگاهی بخش و ضد انتی سیمیتیسزم دارند؟ وقتی گروه خاصی و قومی خاصی با تحقیر و تبعیض به حاشیه رانده شود رابطه ی نا عادلانه ی قدرت شکل میگرد که منشای قومی نژادی داشته و رابطه ناعادلانه در کویته پاکستان و مناطیق هزاره نشین افغانستان مشاهده میکنیم. و هر قدر تبعیض کسترده تر باشد تعصب در برابر گره فرا دست تشدید میگرد، و تحقیر قومی همیشه بخش 
کانیسم به حاشیه راندن رژیم های فاشیستی و قوم فرا دست بوده است و نهادینه شدن تبعیض قومی در جامعه ی ما نا برابری اجتماعی را آفریده است نابرابری قومی، طبقاتی، سنی، جنسی...و هر رژیمی توانسته به نوبت خود این نابرابری را عمیق تر و کسترده تر ساخته، و از همه اقوام قوم خاص هزاره بوده که بشتراز همه به حاشیه و به انزوای سیاسی، حقوقی، علمی و اجتماعی... و از حقوق انسانی خود محروم مانده است.

ما باید اگاهی و سیاست ضد تبعیض و ترور داشته باشیم ما باید اقتدار سنتی را بر چینیم باید کاریزمائی ملاعمری...مجددی را به چالیش بکشیم و هر قدر که ما بطرف افراط گرائی برویم به همان میزان افرطیون تحریک میشوند، و دولت انتخابی کرزی که با آرائی مردم هزاره مشروعیت سیاسی پیداکرده آیا سیاست ضد تبعیض دارد؟ و مناطیق هزاره نشین که دوقرن است به حاشیه رانده شده چاره ی برایش اندیشده است؟ در مناطیق به حاشیه رانه شده ی هزاره مکتب و سرگ و بند آب وبرق ساخته است؟ وقتی به مناطیق به انزوا قرار گرفته کمک شود دیگر نیازی نیست که هر فردی و هر انسانی بگوید من از قوم هزاره، از
بک، تاجک و پشتون هستم، مهم نیست از کدام قوم است و از یک حقوق شهروندی برخوردارباشند ما باید در فکر پیدا کردن علت باشیم نه معلول ما باید بر قلب و روح فاشیسم حمله کنیم نه به معلول های روی سرگ...وقتی بتعیض و تعصب توسط رژیم ها افزایش بی یابند قومی خاصی به حاشیه رانده میشود و به عنوان یک واکنش رادیکالی در برابری عمل تبعیض امیز رژیم های فاشیست قرار می گیرند که برای دموکراسی خوامی هرگز ثمربخش نیست.

مسلمانان برمه یا میانمار نیز هم شرنوشت به ما هزاره ها و ازبک ها و تاجک ها ... گرفتار هستند، رژیم دیکتاتوری نظامی برمه و سهروندان بودائی ان کشور، مسلمانان برمه را نیز برمائی نمی خوانند و میخواهند که حذف فزیکی کنند، و دست به هر اقدامی نابه خردی میزنند... در 2012 بودائیان افراطی با پشتبانی رژیم فاسد برمه اقدام به حذف فزیکی، اقتصادی، هنری، فرهنگی وعلمی مسلمانان کشورش کردند و تقربیا 4000 هزاره انسان را سوزاندن، و این عمل را سازمان ملل محکوم کردند نادی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر خواستار تحقیق مستقیل در باره سرکوب و کشتار مسلمانان میانمار کردید.
و گروه های تندرو با پشتبانی رژیم این پروژه سیاسی را دنبال کردند سکوت وفریاد بعضی دولت ها و مدفعین حقوق بشر به راه افتاد و از جمله سکوت بودئیسم خشونت گرا= خانم آنگ سان سوچی= حیرت اور بوده است. خانم آنگ سان سوچی نمونه ی قابل ستایش از مبارزه با دیکتاتوری نظامی و به منظور گذاربه دموکراسی است، او از جمله کسانی هستند که چندین جوایز حقوق بشری بین المللی و صلح نوبل را در یافت کرده است. اگر! برابری همه ی آدمیان و انسانها مبنای مشترک دموکراسی و حقوق بشر است، که هست، اگر خانم سوچی برای استقرار دموکراسی و ضد خشونت وبرای حقوق بشر مبارزه میکند، که میکند، باید ا
 حقوق انسان سر زمین خویش نیز که به طور وحشتناک به قتل عام میرسد نیز دفاع کند.
سوال این است، چرا خانم سوچی با این مقام و مرتبه ی بالای که دارد در برابر جنایات رژیم برمه و بودائیان افراطی و هم کیشی شان در برابری اقلیت مسلمانان سکوت کردند؟ بگذارید انتقادی دیگری را مطرح کنم، دالایی لاما یکی از بزرگترین شخصیت های اخلاقی، معنوی و دینی و صلح طلب دوران معاصر میباشد، او بشدت خشونت را نفی میکند و آئین خود را یگانه راه مطلق در میان راه های گوناگون حقیقت و سعادت به شمار می آورد واین شخصیت فرزانه در باره این جنایات ضد بشری و حذف و قتل عام مسلمانان توسطه بودائیان هم کیش شان سکوت کرده؟
درد من سکوت خانم سوچی و دالایی لاما نیست درد من یک بام و دو هوا بودن خود ما در این نوع جنایات ضد بشری هست. چه در مورد(انسان) یا مسلمانان برمه و چه(انسان) یا مسلمانان شیعه ی هزاره باشد، کشورهای بزرگ اسلامی مانند(عربیستان و ایران ....) و دانشگاه های بزرگ مانند( قم، نجف، الازهر...) مبیاشد. بگذارید انتقادی دیگرا را مطرح کنم، چرا در قتل عام انسان هزاره (شیعه) خامینه ای با ان ولایت مطلقه ی شان که برابر با ولایت رسول خدا می داند سکوت مطلق سیاسی میکند؟ واین شخصیت معنوی، الهی و رهبر جهان اسلام که ولایت استبدادی اش را رسیدن به خدا راه راست میداند، که مطلقا شیعه ه
 ی پاکستان و افغانستان قربانی انها و تغذیه ایدئولوژیکی از ایران میگردد چرا این فرزانه و چهره خدائی و الهی که همیشه از وحدت اسلامی سخن میزند سکوت میکند؟ آیا بودن هزاره وحدت اسلامی را خراب میکند؟ و چندین نهاد بین المللی وجود دارد که در مورد قتل عام ها گزارش میدهند پس جرا در مورد قتل عام هزاره سکوت هستند؟
بگذارید افشای تاریخی کنم، اگر سید جمالدین یا(ستاره شرق) که یک پشتون متعصیب بوده همیشه برای وحدت مسلمین کار کرده و خیلی هم کار کرده و همه مسلمانان را برای بسیج بطرف امپریالیسم و از استعمار سخن گفته، با ان عظمت و بزرگواری که داشته چرا در مورد قتل عام هزاره ها(شیعه) توسط عبدالرحمان سکوت کرده؟ و حتی شاه ایران را دعوت برای الگو بر داری از رژیم فاشیستی عبدالرحمان کرده، آیا این سکوت به قد و قامت سیدحمالدین می آید؟ فکر میکنم مسلمان بودن اقلیت برمه مهم نیست، انسان بودن شان خیلی مهم است. و نیز فکر میکنم شیعه بودن و هزاره بودن مهم نیست انسان بودن خیلی مهم ت
ر است. مسلمان بودن، بودیسم بودن، سنی بودن، شیعه بودن، پشتون بودن، تاجک بودن، هزاره بودن ....فاقد بار ارزشی است انسان بودن خیلی ارزش دارد.بودیسم بودن مسلمان بودن شیعه بودن سنی بودن هزاره بودن پشتون بودن و مرز بندی ها همه وهمه ....بر ساخته ی تاریخی و ایدئولوژیکی هستند نه ذاتی و فاقد بار ارزشی هستند، و جنایات جنگی که دران منطقه صورت میگیرد مهم است، مگر در سوریه مسلمان در برابری مسلمان نمی جنگد مسلمان بودن مهم نیست جنایات جنگی که در ان صورت می گیرد مهم است.
مردم! اگر چشم به راهی فریاد های خانم سوچی و دالایی لاما و خامینه ای و سیدجمالدین... میباشید نباشید، از خود تان هم خانم سوچی وهم دالایی لاما و خامینه ای و سید جور کنید...

فرستنده : آقای هاشم طلایی یک تن از فعالین جامعه مدنی

 

 

 





نوع مطلب : نخبه گان، 
برچسب ها :